ابراهيم عاملي ( موثق )
524
تفسير عاملي ( فارسي )
بينائيشان بگردانيم [ كه حقّ پذير نشوند ] چنان كه در نخستين بار آن را نپذيرفتند و رهاشان كنيم كه با سركشى و بدانديشى خود سرگردان بمانند . سخن مفسّرين : « وَلا تَسُبُّوا » 109 مجمع : از امام صادق ( ع ) پرسيدند از معنى اين حديث « انّ الشّرك اخفى من دبيب النّمل على صفوانة سوداء فى ليلة ظلماء » يعنى مشرك شدن گاهى بقدرى پنهان و نامعلوم است چنان كه رد مورچه در شب تار بر سنگ سياه ، آن حضرت فرمود : مسلمانان بتهاى كافران را دشنام ميدادند ، آنها هم خدا را دشنام ميدادند ، و اين آيه نازل شد « لا تَسُبُّوا الَّذِينَ » كه از جهت دشنام بتها موجب دشنام خدا نشوند تا ندانسته كافر شوند . فخر : چون معلوم است كه اعراب معتقد به خدا بودهاند و بت را شفيع ، و ميانجى نزد خدا ميدانستهاند پس دشنام آنها چه طور تصور مىشود ؟ جواب آن - است كه ممكن است مقصود آن كسان باشند كه معتقد به خدا نبودهاند ، و ممكن است بواسطه ى دشنام ببتها تلافى ميكردند و بپيغمبر دشنام ميدادند و دشنام بپيغمبر ، دشنام به خدا ناميده شده است ، چنان كه بيعت با آن حضرت بيعت با خدا ناميده شده است در اين آيه « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه » يعنى آنها كه با تو بيعت ميكنند همانا با خدا بيعت ميكنند ، و در اين آيه « إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه » يعنى كسانى كه خدا را ميآزارند ، و مقصود آزار پيغمبر است ، كه آزار آن حضرت آزار خدا ناميده شده است ، احتمال سوّم براى دشنام به خدا آن است كه شايد بعضى از اعراب معتقد بودند : شيطانى محمد را وادار مىكند كه مدّعى پيغمبرى بشود ، و آن را خداى محمّد ميناميدند و دشنام ميدادند ، و بعضى از مفسّرين گفتهاند : اين آيه ميفهماند كه نهى از منكر اگر موجب زيادى آن بشود حرام است و همچنين امر بمعروف اگر موجب ارتكاب منكر شود حرام است ، چنان كه در اين جمله نهى از دشنام بتها شده است ، چون اين دشنام كه نهى از منكر و جلوگيرى از بتپرستى است موجب مىشود كه آنها كار زشت ديگر بكنند كه دشنام به خدا باشد ، و نيز از اين آيه استفاده مىشود كه رهبران دين نبايد بگفتگوهاى بيهوده مردم را مشغول كنند ،